الشيخ محمد علي الگرامي القمي
45
مرزها (فارسى)
آنها بخواهند بدانند حتما خدا هم مىخواهد آنها بدانند ، يعنى آنها درجائى مىخواهند ، كه بدانند خداوند راضى است كه از او بخواهند تابدانند . » چنان كه ائمه عليهم السلام شفاعت مىكنند ، ولى شفاعت هم در موردى است كه بدانند خدا راضى است كه اينها جلو بيافتند و وساطت كنند و به تعبير قرآن كريم « من ذاالذى يشفع عنده الا باذنه » : كيست كه بدون اجازه خداوند نزد او شفاعت كند « 1 » با توجه به اين شواهد تاريخى شما خود تحقيق كنيد آيا تاكنون كسى پيدا شده اين علماء بزرگ اسلامى را تكفير كند يا بگويد سنى شدهاند ياوهابى هستند ؟ ! و از اين مهمتر مسئله « سهوالنبى » است كه شيخ صدوق قدس سره مىگويد ممكن است پيامبر صلى الله عليه و آله درنماز خود سهو نموده مانند ما شك 3 و 4 وغيره و مانند آن پيدا كند و رواياتى هم در اين زمينه شاهد مىآورد . و از استاد خود ابن وليد نقل مىكنداگر كسى سهو پيامبر را غير ممكن بداند غلو كرده و جزو غلاة محسوب مىشود . شيخ مفيد شاگرد صدوق كلام استاد خود را به شديدترين وجه رد مىكند . هر دو هم عالمى بزرگوارند . اولى به دعا امام زمان عليه السلام متولد شده و امام بر سر مزار دومى هم مرثيه مىخواند : لا صوت الناعى بفقدك انّه يوم على آل الرسول عظيم * ان كنت قد غيّبت فى حدث الثرى - فالعلم والتوحيد فيك مقيم « 2 »
--> ( 1 ) - / 255 بقره ، فعلادر معناى شفاعت سخنى ندارم . به هر معنى كه گفتيم اين مسلم است كه منوط باذن خداوند است ( 2 ) - / كسى نوحه مرگ تورا نسرايد كه آن بر اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله روز سختى است اگر تو در خاك نهان شدى علم و توحيد هم در تو اقامت گرفته اين بطريق حلى مى گويد : راه دوم بيان قداست مفيد قدس سره مطلبى است كه همه شيعه روايت كرده و پذيرفته اند كه امام زمان عليه السلام سه نامه ( هر سال يك برنامه ) براى او فرستاده است . قسمتى از نامه حضرت اين است كه در « للاخ السديد و الولى الرشيد الشيخ المفيد ابو عبد إله محمد بن محمد بن النعمان ادام الله اعزازه ، سلام الله عليك ، ايهاالوالى المخلص فينا باليقين . . . قد اذن لنا فى تشريفك بالكتابه . » قاموس الرجال ج 8 ص 365